الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

194

الغدير ( فارسى )

- كه على را جانشين خود سازم در كنار اين غدير . - پذيرفتند و بيعت كردند ؛ از اين‌رو ، در جهانيان باشد بىنظير . - پيشواى پيشوايان است ، سالار صغير و كبير . - راهى است به رشد و صلاح ، پرتوى چيره بر آفتاب منير . - حجت الهى است پس از من ، بر كافر بدسگال . - از پس اويند بدرهاى تابان به شمار ماه‌هاى سال . - از ايشان در قرآن فراوان ياد شده است . - در دفتر موسى و عيسى مسطور است و در زبور مكتوب . - هماره در لوح محفوظ ، مىدرخشد در ميان سطور . - فرشتگان الهى به زيارت آن روند ، وه چه كتيبهء رخشانى . - خداى را گواه گرفت و هم جمع حاضران را كه فرمان حق بگذاشت . - آنگاه سالار غدير را بخواند و على از ميان انبوه مردم برخاست . - با دست پيمان بستند و با دل به مخالفت برخاستند . - خداى داند ، چه كينه‌ها در سينه‌ها نهفتند . ( 5 ) و غديريهء ديگر باز هم در ستايش امير المؤمنين عليه السّلام : - على عالى ، جز برادرش محمد ، در جهان همتا ندارد . « 1 » - جان خود را برخى او كرد و در بسترش خوابيد ، آنگاه كه قريش به دو روى آوردند . - در طائف خلوت كرد و با او به راز نشست ، ياران حاضرش گفتند : - خلوتت با على به درازا كشيده ؟ در پاسخ گفت و حق گفت : - من رازى نداشتم ، خداى عزتمند آگاه با او راز گفت .

--> ( 1 ) . به حديثى اشاره دارد كه حافظ محب الدين طبرى در الرياض النضرة : 2 / 164 ، از انس بن مالك آورده است كه رسول خدا گفت : هر پيامبرى نظير و همتا دارد و در امت من على همتا و نظير من است . حافظان ديگر هم آن را روايت كرده‌اند .